دوشنبه 22 آبان 1391
پاییز امسال هم مثل فصل های دیگه تو مهد دختر عسل عکس می انداختند. دختر گلم! شما چون سر عکس انداختن بی تابی می کردی نخواستم عکس بندازم ولی خاله ساناز گفت برات لباس بیارم خودش کمک می کنه تا ازت عکس بندازند. خلاصه بعدش فهمیدم که عکس انداختی اما با بغض و گریه. خلاصه دو روز پیش عکست رو تحویل گرفتم خیلی بامزه شده بودی. دقیقاً عکسی شبیه عکس تو اونم از نوع سیاه وسفید از 5سالگیم دارم. حتماً دفعه بعد تو پستت می زارم تا دوستانت مقایسه کنند.
عزیز دل مادر! بغضت هم قشنگه! الهی مادر فدای اون لبای لرزونت بره...
اینم عکس دختر طلا!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



دوشنبه 22 آبان 1391 
